فريدونكنار و فريدونكناري هاي مهاجر
     
 

 

نگاهي به «رفيق صميمي» نوشته حسين زكريايي عزيزي داستان يك زندگي

 
۱۳۸٦/۸/۱٢

نگاهي به «رفيق صميمي» نوشته حسين زكريايي عزيزي داستان يك زندگي
نويسنده: محبوبه زارع


    در هر گوشه اين ديار، مردان و زناني بودند كه توانستند عصر و دوران خويش را متحول كنند. بي هيچ شك و ترديد بايد پذيرفت كه شرح زندگاني اين مردمان بخشي از تاريخ اين سرزمين است و بايست آنرا به گونه اي تاثيرگذار و ماندگار به تصوير كشيد.
    نگارش زندگي نامه آنان بصورت رمان و يا داستان يكي از چند راه پيش رو است.
    «رفيق صميمي» يكي از اين دست كتابهاست كه توسط حسين زكريايي عزيزي به رشته تحرير درآمده است. هرچند كه خود نويسنده كتاب نيز در مقدمه كتاب ذكر كرده است، نگارنده نيز معتقد است، براي تحرير در اين ژانر وسعت كار بسيار است و چه تفاوت دارد كه در مورد كدام زن يا مرد شهيد، جانباز و رزمنده دوران پايداري قلم را به خدمت مي گيري!
    «رفيق صميمي» نگاهي است به زندگي سردار شهيد عيسي ذوالفقاري كه صدالبته با توجه به مسئوليت حساس ايشان حجمي بسيار وسيع تر را براي كار مي طلبيد كه شايد از عجله نويسنده محترم بوده و يا فشار ناشر كه بدين ترتيب در حجم 186صفحه گنجانده شده است.
    بهرحال جاي شكرش باقي است كه دست كم ناشران دولتي به اين مهم مي پردازند!!
    «رفيق صميمي» كتابي است كه «داستان در قالب خاطره» شكل مي گيرد و نويسنده تلاش كرده است تا اركان خاطره را در داستان خود حفظ نمايد و همچنين نقش زيادي به راوي داستان ندهد و آنرا (صدرا عزيزي) در حاشيه داستان نگه دارد. اما در فصل اول تا پنجم بخصوص فصل نخست اشاره مستقيم به شهيد كمي از جذابيت داستاني كار مي كاهد و نويسنده مي توانست با طرح ابهام و سؤال در فصلهاي نخست بر گيرايي و جذابيت كار بيفزايد.
    هرچند راوي در تلاش بوده است و البته توانسته است كه سؤال خويش را در برابر يك تصوير نقاشي طرح كند و هر قدم كه جلوتر آمده است بخشي از شخصيت اول رمزآلود داستان خود را روشن كرده و اين خود نوعي جذابيت دارد.
    سبك روايي داستان علي الخصوص از بخش پنجم به بعد جذاب و گيرا شده و خواننده را با خود همراه مي كند و اين يكي از برترين روشهاي جذب مخاطب در اين ژانر ادبي مظلوم و مغفول در ادبيات ايران است. «صدرا عزيزي» در سفر تفريحي خود با خانواده درگير شخصيت سردار شهيدي مي گردد كه تابحال به جز يك مراسم سالگرد در سالهاي اخير، هيچ كار فرهنگي در خصوص معرفي اش نشده است.
    يكي از نكاتي كه در فصل هاي نخست براي هر خواننده اي سؤال مي شود، نام كتاب است!
    چرا كه در مقدمه نيز به گونه اي تحرير شده است كه گمان مي بري شهيد عيسي ذوالفقاري از دوستان صميمي و قديمي نگارنده است در حاليكه چنين نيست اما در طول داستان با نكاتي برخورد مي شود كه مخاطب مي پذيرد كه اين دوستي و ارتباط نزديك بين شهيد و نويسنده برقرار شده است.
    نكته ديگر كه بسيار حائز اهميت است، نثر روان و بندرت شوخ طبعانه داستان است و در ديگر سو دغدغه هاي قشر نويسنده و محقق كه زكريايي بخوبي آنرا به رخ مسئولان كشيده و با طرح شخصيت اول داستان اين نكته را در تمام داستان گسترده است.
    در اين دست كتب كه في الواقع مجموعه خاطرات افراد مختلف است، هر فرد كه خاطره اي مي گويد، در پايان تفسيري از شهادت فرد را نيز طرح مي كند اما در «رفيق صميمي» اين فاجعه رخ نداده است و نحوه شهادت عيسي در پايان آورده شده كه اين خود يك بدعت است. از ديگر سو سردار ذوالفقاري ابداً مانند قهرمانان فيلم هاي هاليوودي كشته نمي شود بلكه همانند يك بسيجي و آن چيزي كه از آن دوره در ذهن ها نقش بسته به شهادت مي رسد و از پرداخت هاي كاذب خبري نيست. اين اصل در تمام داستان رعايت شده است؛ هم در سالهاي قبل از انقلاب و حتي كودكي عيسي با تمام شيطنت هايش و هم در بعد از انقلاب و همچنين در طول سالهاي دفاع مقدس؛ به گونه اي كه در هيچ كجاي داستان خواننده تصور نمي كند كه با يك موجود ماورايي طرف است.
    يكي از نكات بسيار جالب «رفيق صميمي» حضور همسر راوي (صدرا) در طول داستان است. اين حضور دو نكته را طرح مي كند: اول آنكه در پس پشت هر مرد موفق بانويي بردبار و فروتن ايستاده دوم آنكه هنوز پس از سالها ارتباط با خانواده معظم شهدا و علي الخصوص مادران و همسران و خواهران بزرگوار آنان از معضلات فعالان فرهنگي و علي الخصوص نويسندگان اين عرصه است. صاحب اين قلم معتقد است، حسين ذكريايي با بهره گيري از اين حضور هم نوعي سپاسگزاري از همسر خود داشته و هم بخشي از دغدغه هاي همكارانش را بيان كرده است.
    در مجموع «رفيق صميمي» بيانگر تلاشي است كه نويسنده آن براي معرفي يك شهيد داشته و در نگارش به نسبت آثار مشابه موفق بود. اما متاسفانه عدم معرفي و عرضه مناسب كتاب اين تلاش را نشان نداده است كه علت را بايست از ناشر محترم پرسيد!
    «رفيق صميمي» نوشته حسين ذكريايي عزيزي در يكصد و نود و دو صفحه و در شمارگان سه هزار نسخه در شرح زندگاني سردار شهيد عيسي ذوالفقاري توسط نشر شاهد در سال هشتاد و چهار منتشر شده است.
    از جمله بخشهاي بسيار جالب داستان، بخش پاياني روايت همسر شهيد از مرگ آگاهي عيسي است و همچنين روابط اين زوج كه بسيار واقعي و ساده و روان به قلم جاري شده است.
    بطور مثال در صفحه 111 كتاب عيسي به همسرش مي گويد «...خب! ديگر چيزي نيست، چند روز ديگر همسر شهيد مي شوي.»
    مخلص كلام اينكه هرچند تا فصل پنجم داستان بسيار كند جلو مي آيد اما شتاب بعد از آن جالب و جذاب است و همانطور كه بارها در طول داستان اشاره شده است براي معرفي شهيد عيسي ذوالفقاري جاي كار بسيار وجود دارد و با توجه به مسئوليت ايشان در طول جنگ تحميلي نويسنده راغب به گسترش كار بود، كه علي الظاهر ناشر تمايل نشان نداده است.

 

منبع: روزنامه كيهان، شماره 18861، مورخ 7/5/86، صفحه 9 ادب و هنر

 
  لینک دائم

فریدونکناری های‌ مهاجر





نویسندگان
فریدونکناری های‌ مهاجر


آرشیو وبلاگ
امرداد ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
فروردین ۸٦
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥


لینک دوستان
اخبار فریدونکنار وبلاگ حمید جمرک
اخبار مازندران
آنچه می شود و می توان نوشت-وبلاگ مهدي شيرافکن
بابل نت
برنج
پايگاه خبري ديلم نيوز
وب سايت بندر فريدونکنار
پسر تنها با يه قلب فرشته
تجارت محصولان سالم و ارگانیک-وب لاگ نبی نژاد کناری
تلاطم (عيسي خسروي)
حاج بصير
حاج مهدي، وبلاگ مهدي نصيري
حرف هايي براي نگفتن
خطه ي مبارک
دل نوشته های نبی نژاد کناری
دیاسپام-وبلاگ امین جماعتی
راست قامتان
روزنامه بشیر مازندران
روزنامه نگار فریدونکناری
اتاق اقتصاد-وبلاگ محمد میرانی کناری
سايت شهر الکترونيکي فريدونکنار
سايت فرمانداري بابلسر
سایت شخصی حسین ذکریایی
سایت شعبان آزادی کناری، مترجم و خبرنگار آزاد
شركت تعاوني خدمات اطلاع رساني پايا گستر
شركت تعاوني مرزنشينان فريدونكنار
شركت فناوري اطلاعات پاسارگاد
شرکت گوهر سبزه زار فروشنده برنج محلی فریدونکنار
شمال نیوز
عاشق تر از هميشه، وب لاگ محسن خبازي كناري
عشق من، ازباران
عطش-وبلاگ علي اصغر حسين زاده فر
فريدونكنار
فريدونكنار عيسي (ميثم) خسروي
فريدونکنار و فریدونکناری های مهاجر
فریدونکنار با همه جوانان هنرمند-وبلاگ عباس مهربان
فریدونکنار خطه مبارک
فریدونکنار سیتی-وبلاگ روح الله حسن زاده
فریدونکنار شهر مروارید سیاه - درنای سفید و طلای زنده (علي اصغر حسين زاده فر)
کشتی، هنر پارسیان
کلوب دختر و پسراي فريدونکنار و بابلسر
مازند نومه
مجتمع آموزشی پردیسان فریدونکنار
مجمع اسلامی شمیم اهل بیت
مجمع مازندراني هاي مقيم مركز
مرکز آموزشی استثنایی 15 خرداد فریدونکنار
مهاجرت نيروي كار به خارج از كشور
مهد و پژوهش های علمی قرآن کریم حضرت فاطمه زهرا
نماشون-وبلاگ دیگر مرتضی نبی نژاد کناری
هشت وادي ايثار
هنرمندان ماندگار زمین و شهر ما فریدونکنار-وبلاگ دوم عباس مهربان
وب لاگ طبیعت فریدونکنار, رضا قلی نژاد
وب لاگ مهدي قجري
وبلاگ حاج حسين بصير ذكريايي
وبلاگ خلیل سمائی
عکس و عکاسي-وبلاگ مجید واحدی سوته ای
وبلاگ محمد حسين نانوا كناري
وبلاگ محمدعلي رضازاده شاعر
وبلاگ هیئت پیروان ولایت
يادداشت هاي من-نخستين وبلاگ يك فريدونكناري
وبلاگ روستاي کوچک بيشه محله
وبلاگ وبسايت شهر فريدونکنار
وبلاگ انجمن توسعه و پيشرفت فريدونکنار
سایت هیئت کربلایی های شهرستان فریدونکنار
وبلاگ تیسابه لینگ
وبلاگ هنرستان کار دانش شهید نریمانی
رو به شادي-وب سايت شخصي محمد رضا بحرگرد نيکو
روزنوشت هاي هادي شيرزاد
کافي نت کام تل
وبلاگ درمانگاه شهداء فریدونکنار
دومین نمایشگاه عکس سوگواری عاشورا شهرستان فریدونکنار
وبلاگ لنگرگاه
تشکل دانشجویی منطقه ولی عصر
سایت شهرداری فریدونکنار
وبلاگ ادب فارسی خانم کبیری کناری
سایت موسسه فرهنگی و هنری (ترجمه) مهر ویدا
وبلاگ دوما
وبلاگ سید عارفان
وبلاگ ازباران
وبلاگ جابلو، زکریا سمائی جابلو
وبلاگ تیک تاک های مهربانی، مرتضی حسینی

وبلاگ فارسی
تودی لینک

feed